چگونه بعد از جدایی به زندگی برگردیم؟
گاهی پایان یک رابطه فقط تمام شدن یک عشق نیست؛ انگار تمام آرامش ذهنی، امید به آینده و احساس امنیت ناگهان فرو میریزد. بسیاری از افراد بعد از جدایی احساس میکنند دیگر نمیتوانند مثل قبل زندگی کنند.
بیخوابی، اضطراب، بی حوصلگی، گریه های ناگهانی و فکر مداوم به گذشته کم کم ذهن را خسته میکند تا فرد بصورت کامل دچار اختلال “افسردگی بعد از جدایی” شود اختلالی که میتواند به سرعت تمام زندگی روزمره او را تحت تأثیر قرار دهد .
بعضی افراد تصور میکنند این وضعیت فقط یک غم موقتی است، اما درصورت درمان نشدن شکست عاطفی، درست وقتی احساسات شدید و طولانی شدند، ممکن است فرد وارد مرحله افسردگی عاطفی شدید شود که ممکن است تا سالها ادامه داشته باشد.
خبر مهم این است که هرچقدر هم این روزها سنگین و غیر قابل تحمل به نظر برسند، ذهن انسان توانایی ترمیم دارد. هرچند درمان افسردگی بعد از جدایی ممکن است زمان بر باشد، اما کاملاً ممکن است؛ به شرطی که فرد مسیر درستی را برای بهبود انتخاب کند. برای آموزش مراحل درمان افسردگی بعد از طلاق و جدایی با سربرگ تازه همراه باشید.
درمان افسردگی بعد از جدایی
درمان کامل افسردگی بعد از جدایی گاهی آنچنان هم که بنظر میرسد ساده نیست! زیرا مغز فرد افسرده به گونه ای برنامه ریزی شده است که فرد بیشتر در این احساس فروبرود. عواملی که مانع درمان افسردگی بعد از طلاق میشوند ریشه در شخصیت فرد، گذشته و سبک دلبستگی او دارند، بنابراین برای درمان افسردگی باید ابتدا به سوالات عمیقی پاسخ داد:
- چرا بعضی افراد بعد از جدایی دچار افسردگی میشوند؟
- چه عواملی روند درمان افسردگی بعد از جدایی را سخت تر میکند؟
- چگونه بعد از جدایی دوباره آرامش روانی را به دست آوریم؟
در واقع کلید درمان افسردگی در تقویت شخصیت، و بهبود ویژگی هایی است که فرد را در روابط عاطفی آسیب پذیر میکند، مانند مواردی که در ادامه به آنها میپردازیم.
چه کسانی بعد از جدایی افسرده میشوند؟
بسیاری از افراد انتظار دارند بعد از مدتی خود به خود حالشان بهتر شود، اما گاهی ذهن در گذشته گیر میکند و فرد نمیتواند از رابطه عبور کند. دلیل این اتفاق فقط عشق عمیق فرد نیست. بلکه عوامل مختلفی باعث میشوند مغز همچنان به رابطه قبلی وابسته بماند. افرادی که بعد از هر شکست دچار افسردگی میشوند ویژگی های زیر را دارند:
1.وابستگی شدید
اختلال وابستگی عاطفی یکی از اصلی ترین دلایل گرایش افراد به افسردگی بعد از جدایی است. شخصیت وابسته، وقتی منبع وابستگی خود را از دست میدهد، به نوعی تمام هویت خود را از دست داده و دچار فروپاشی روانی میشود.
2. ترس از تنهایی
احساس ترس از تنهایی و ترک شدن که در شخصیت های وابسته نیز به شدت دیده میشود، ریشه در دوران کودکی و یا روابط ناموفق دارد. این احساس فرد را مجاب میکند تا برای فرار از تنهایی به هر شرایطی تن بدهد.
3.عزت نفس پایین
افرادی که از عزت نفس پایینی برخوردار هستند بعد از طلاق و جدایی خود را در یک شکست بزرگ و غیر قابل جبران میبیند و احساس میکند که برای هیچ کس ارزشی ندارند و هیچ فردی عاشق آنها نمیشود، به همین علت بیشتر در افسردگی غرق میشوند.
4. سبک دلبستگی ناایمن
یکی از دیگر از مهم ترین دلایلی که باعث میشود برخی از افراد بعد از هر جدایی دچار افسردگی شوند سبک دلبستگی آنها است. معمولا افرادی با سبک دلبستگی ناایمن بیشترین احتمال افسردگی بعد از جدایی را دارند.
5. خیانت دیدن
تجربه خیانت یکی از شدید ترین احساساتی میباشد که یک فرد ممکن است با آن روبرو شود. خیانت میتواند آسیب های عمیقی به اعتماد بزند، یا باعث شود فرد مدام خودش را مقایسه کند، بارها همه جزئیات را مرور کند و دلیل خیانت را به کمبودها و نقص های خود نسبت دهد، این احساسات وتفکرات هر شخصیت قوی را به دام افسردگی می اندازد.
6. پایان ناگهانی رابطه
جدایی ها معمولا با اختلافات و یا سردی شدید شروع میشوند که به نوعی ذهن افراد را برای اتفاقی که پیش رو هست آماده میکند. اما گاهی پایان رابطه ناگهانی و بدون هیچ علائمی اتفاق می افتد. این جدایی ناگهانی میتواند شوک بزرگی برای فرد باشد و باعث افسردگی او شود.
7. امید به بازگشت
امید به بازگشت دوباره باعث ایجاد یک چرخه تکرار میشود، فرد هر باری که به فراموشی عشق نزدیک میشود، با امید دوباره به نقطه شروع برمیگردد. افرادی که تمام واقعیت های رابطه را نادیده میگیرند و سناریوی بازگشت به رابطه را در ذهن خود پرورش میدهند خود را در معرض افسردگی بسیار شدید قرار میدهند.
چرا افسردگی من درمان نمیشود؟
گاهی با وجود گذشت ماه ها و حتی سالها افسردگی فرد درمان نمیشود و کماکان نشانه های افسردگی بعد از جدایی مانند دوری از اجتماع، انزوا، ناامیدی، بی اعتمادی و … در رفتار فرد دیده میشود، اما سوال اینجاست چرا برخی از افرد نمیتوانند رابطه قبلی را فراموش کنند؟!
1. سرکوب احساسات
یکی از مهم ترین دلایل طولانی شدن افسردگی این است که فرد هنوز آماده رها کردن و پذیرش واقعیت نیست! مثلا بعضی افراد بجای روبرو شدن با واقعیت سعی میکنند خیلی سریع احساساتشان را سرکوب کنند، مثلا: وانمود میکنند خوب هستند یا مدام خودشان را سرگرم میکنند و حتی وارد رابطه جدید میشوند.
اما این استراتژی کاملا اشتباه است زیرا درد سرکوبشده معمولاً شدیدتر برمیگردد، واقعیت این است که شکست عاطفی نوعی سوگواری روانی است نه یک اتفاق ساده. ذهن برای کنار آمدن با از دست دادن رابطه به زمان نیاز دارد. به همین دلیل شناخت فرایند (سوگ عاطفی) میتواند کمک کند بفهمیم احساسات فعلی بخشی از روند طبیعی ترمیم هستند و باید تمام مراحل آن را طی کرد تا این احساسات درمان شوند.
پذیرش درد به این معنا نیست که باید در غم غرق شویم؛ بلکه یعنی احساسات خود را انکار نکنیم.
2. توهم عشق واقعی
یکی دیگر از مهم ترین دلایلی که باعث میشود بعضی افراد بعد از جدایی درمان نشوند، اشتباه گرفتن عشق با وابستگی است. بعضی افراد تصور میکنند، اگر هنوز نمیتوانم فراموش کنم، پس حتماً واقعا عاشقم هستم، درحالیکه گاهی ذهن فقط به حضور آن فرد وابسته شده است.
هرچه وابستگی بیشتر باشد، درمان سخت تر میشود. بعضی افراد بعد از جدایی هنوز از نظر ذهنی در رابطه باقی می مانند مثلا؛ مدام شبکه های اجتماعی طرف مقابل را چک میکنند، خاطرات را بارها و بارها مرور میکنند و یا حتی در ذهنشان سناریوی بازگشت میسازند.
این رفتارها باعث میشود مغز نتواند وارد مرحله ترمیم شود. برای رهایی از این وضعیت باید تفاوت عشق و وابستگی را بهتر بشناسید تا ذهنتان بتواند گذشته را رها کند.
چگونه درمان افسردگی را سریع تر کنیم؟
درمان این وضعیت فقط به گذشت زمان وابسته نیست مشاوره فردی بهترین راهکار علمی است که برای سرعت بخشیدن به درمان این اختلال عاطفی میتوان انتخاب کرد، همچنین بعضی رفتارها میتوانند روند ترمیم روانی را بسیار بهتر کنند مانند:
۱. ارتباط را محدود کنید
بعضی افراد بعد از جدایی همچنان ارتباط عاطفی را حفظ میکنند، رفتار های مانند؛ پیام دادن مداوم، چک کردن استوری ها، دنبال کردن زندگی شخصی طرف مقابل، پیگیری از طریق آشنایان مشترک و … اما این رفتارها باعث میشود مغز همچنان درگیر رابطه بماند. گاهی فاصله گرفتن موقت به ذهن فرصت میدهد آرامتر شود و وابستگی کاهش پیدا کند.
۲. احساسات خود را سرکوب نکنید
گریه کردن، ناراحتی و دلتنگی بخشی از روند طبیعی درمان هستند. سرکوب احساسات معمولاً باعث طولانی تر شدن درد میشود. شرایط فعلی را بپذیرید و اجازه بدید ذهنتان آن گونه که میتواند افکار منفی و نگرانی ها را دفع کند.
۳. ذهن را از نشخوار فکری خارج کنید
یکی از خطرناک ترین اتفاق های بعد از جدایی مبتلا شدن به نشخوار فکری است. میتوان با اطمینان گفت مرور مداوم گذشته یکی از مهمترین عوامل تداوم افسردگی است. وقتی فرد با خود میگوید: اگر فلان حرف را نمیزدم هنوز داشتمش یا اگر بیشتر تلاش میکردم الان ترکم نکرده بود، ذهن با این سؤال ها مدام در گذشته باقی میماند و درمان اتفاث نمی افتد. برای درمان نشخوار فکری جدایی نوشتن احساسات، ورزش و مشغول شدن به فعالیت های جدید و مثبت میتواند مفید باشد و شدت این افکار را کمتر کند.
۴. برنامه روزانه منظم داشته باشید
بعد از جدایی خیلی ها نظم زندگیشان را از دست میدهند. اما مغز برای ترمیم به ثبات نیاز دارد. مواردی مثل خواب منظم، ورزش، تغذیه سالم، نور آفتاب و فعالیت اجتماعی به طرز چشمگیری میتوانند روی کاهش افسردگی تأثیر داشته باشند پس آنها را جدی بگیرید.
۵. خودتان را منزوی نکنید
تنهایی طولانی مدت معمولاً نه تنها افسردگی را شدیدتر میکند بلکه حتی باعث ایجاد اختلال اضطراب جدایی نیز میشود. برای جلوگیری از این اتفاق حتی اگر حوصله ندارید، ارتباط با دوستان یا خانواده را تقویت کنید زیرا این اقدام میتواند به ذهن کمک کند از فضای بسته افکار منفی خارج شود.
۶. عزت نفس خود را بازسازی کنید
بعضی افراد بعد از جدایی احساس میکنند کافی نبوده اند یا اصلا ارزش دوست داشته شدن ندارند و همه در رابطه عاطفی شکست خورده اند چون نقص در شخصیت آنهاست. اما واقعیت این است که پایان یک رابطه به معنای بی ارزش بودن شما نیست اما نداشتن عزت نفس قطعا یکی از دلایل عدم موفقیت شما در روابط عاشقانه است.
۷. به خودتان برای بهبود زمان بدهید
بعضی افراد از خودشان انتظار دارند خیلی سریع جدایی را فراموش کنند و به زندگی عادی برگردند، اما ذهن انسان اینگونه عمل نمیکند و بهبود واقعی معمولاً تدریجی و نوسانی است مثلا؛ یک روز بهتر است، یک روز سخت تر و دوباره کمی آرامتر.
این نوسانات طبیعی هستند و همه افراد در مراحل درمان افسردگی آنها را تجربه می کنند. نباید برای درمان عجله کنید و خودتان را به دلیل اینکه هنوز فراموش نکردید سرزنش کنید زیرا عوامل زیادی هستند که مشخص میکنند افسردگی بعد از جدایی چقدر طول میکشد و به چقدر زمان نیاز دارد.
آیا بعد از این شکست دوباره خوشحال میشویم؟
وقتی در اوج شکست عاطفی هستیم، ممکن است تصور کنیم این درد هیچوقت تمام نمی شود. اما واقعیت این است که ذهن انسان توانایی بالایی برای ترمیم دارد. بسیاری از افرادی که زمانی فکر میکردند دیگر نمی توانند آرامش داشته باشند با هدایت درست روانشناس و درمان اصولی بعد از مدتی دوباره احساس امید کرده اند و به زندگی برگشته اند و حتی رابطه سالم تر و موفق تری ساخته اند.

بدون دیدگاه