بازگشت به رابطهعاشق کردن و ازدواج

دانلود کتاب بازگشت به عشق

دانلود پی دی اف کتاب بازگشت به عشق

دانلود کتاب بازگشت به عشق حسین رجب پور

دانلود کتاب بازگشت به عشق حسین رجب پور، شما میتوانید مهارت های کتاب بازگشت به عشق برای ازدواج را سایت سربرگ تازه بصورت آنلاین مطالعه کنید، انتها میتوانید فایل pdf فصل اول کتاب بازگشت به عشق  را دانلود کنید و همچنین  میتوانید اقدام به خریداری کل کتاب بازگشت به عشق حسین رجب پور بکنید.

  • برای برگرداندن عشق نیاز است چه چیزی را بدانیم؟ به چه ابزاری نیاز داریم که قوی تر از کلام باشد؟
  • قبل از هر چیزی باید بدانید چرا انسان ها عاشق می شوند، دلیل روانشناختی وابستگی های عاطفی چیست؟
  • چرا زمانی که یک رابطه به اتمام میرسد انسان دچار آسیب های روحی میشود دلیل تلاش او برای بازگشت به عشق چیست؟

با نکاتی که در یک رابطه تاثیر گذار هستند و باید آنها را کنترل کرد آشنا هستید؟

تاثیر اطرافیانتلقین کردن ترس از تعهدپنهان کاری
روابط جنسی مخربشرایط فرهنگیبد بینی و شکاجبار
تاثیر پذیری از شرایطعوامل فروپاشی رابطهترحم و دلسوزیخیانت
تاثیر روابط گذشتهسعی در تغییر شخصگفتار غلطعدم مسئولیت پذیری
روز مرگیشرایط اقتصادیدر دسترس بودندروغ
روابط واکنشیتنشاحساسات منفیعدم تفاهم

چه چیزهای را میشناسید که در مراحل کتاب بازگشت عشق تاثیر دارد،

نیاز های ناخودآگاه ترس شخص از وابستگی خودتغییر یا ازبین رفتن معیار هااحساسات مثبت
نیاز های خودآگاهترس فرد از وابستگی ماسوءگیریپندار آرزومندانه
دلایل سرد شدن رابطهرفتار های غلط در رابطهالقاء کردن باور و احساس به فرداعتیاد به عشق
هویت فردیاهدافپیش داوری هاهوش هیجانی
بهانه هایی که فرد می آوردکمبود های ایجاد شدهتصویر سازیکم اهمیت شدن
معیار های فرداعتماد به نفساحساسات منفیروز مرگی

تکنیک هایی که در کتاب بازگشت به عشق آموزش خواهید دید.

افزایش اعتماد به نفسایجاد احساس مثبتزبان بدنمهارت های ارتباطیترغیب فرد برای بازگشت
جلب نظر خانواده و اطرافیانبرنامه ریزی ناخودآگاهجادوی کلامفعال سازی نظریه شش درجهرابطه به صورت غیر مستقیم
تبدیل به فردی موفق شدنایجاد اهدافداشتن معیار طرف مقابلارتباط غیر مستقیمارتباط مستقیم پیامی
شناخت نیاز های ناخودآگاهازبین بردن تاثیر منفی دیگراناجرای مراحل اِن اِل پیگسترش تاثیر غیر مستقیمنظریه اثر پروانه ای
تغییر در عوامل منفیایجاد احساس ایمن بودناجرای قانون جذبارتباط غیر مستقیم کلامیمهارت نفوذ به ناخودآگاه
 تغییر باور اطرافیاناثبات تعهد پذیریایجاد احساس عشقارتباط مستقیم کلامیجهت دهی به افکار
رسیدگی به نیاز ناخودآگاه فن بیانفعال سازی نظریه پروانه ایارتباط مستقیم دیداریهوش عاطفی
فصل اول کتاب بازگشت عشق حسین رجب پور

یک وسیله برقی را تصور کنید که نیاز به تعمیر دارد، برای راه اندازی مجدد این وسیله پیش از هر چیزی باید بدانیم کاربرد این وسیله چیست؟ اگر ندانیم چه چیزی را می خواهیم تعمیر کنیم قطعا نمی توانیم آن را به بهترین شکل بازسازی کنیم. باید کاربرد این وسیله را تشخیص دهیم و اینکه این وسیله برقی به چه شکلی کار می کند، باید تمام اجزای آن و قطعاتش را بشناسیم و تشخیص دهیم چگونه این قطعات در کنار یک دیگر شروع به کار می کنند و وسیله مورد نظر ما کارش را به چه شکلی انجام می دهد.

برای ترمیم رابطه و بازگشت عشق باید ابتدا بدانیم در مرحله اول انسان ها چرا عاشق می شوند، چرا به عشق نیاز دارند، چرا افراد برای ماندگاری این رابطه ی عاشقانه تلاش می کنند، باید بدانیم چه چیزی باعث می شود یک فرد از رابطه ای که به آن نیاز دارد خسته شود یا سرد شود و حتی دیگر از ادامه رابطه منصرف شود و دنبال رابطه جدیدی باشد.

ناخودآگاه چیست؟

دانلود کتاب بازگشت به عشق
دانلود کتاب بازگشت به عشق

فروید، ذهن را به دو قسمت هشیار و ناهشیار تقسیم کرد. بخش هشیار ذهن در برگیرندهٔ تمام افکار، احساس‌ها و اعمالی است که ما در حال حاضر از آن آگاهی داریم. ناهشیار شامل چیزهایی است که از آگاهیِ شخصی ما پنهان است. به باور فروید: ناهشیار، انگیزه‌های ابتدایی و غریزی ما و نیز خاطره‌ها و هیجان‌های اضطراب آوری که از نفوذ آن‌ها به ذهن هشیار جلوگیری شده است را در بر می‌گیرد. فروید یک ساختار عمودی و مرتبه‌ای را برای ذهن ارائه داد: ذهن هشیار، نیمه هشیار، و ذهن ناهشیار که هر یک زیر سطح دیگری قرار می‌گیرند.

ضمیر ناخودآگاه تقریباً ۹۲ درصد از کل مغز را تشکیل می‌دهد. ضمیر خودآگاه ۸% باقیمانده را تشکیل می‌دهد. بنابراین، ضمیر خودآگاه در مقایسه با ضمیر ناخودآگاه ناچیز است. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند می توانند ضمیر ناخودآگاه خود را کنترل و پرورش دهند.

ضمیر ناخودآگاه، منطق ندارد و به ورود احساس استناد می‌کند. بنابراین، به واقعیت و تصور، به صورت یکسان واکنش نشان می‌دهد. برای مثال، وقتی خوابِ پرت شدن از ساختمان را می‌بینید بدنتان همان واکنشی را نشان می‌دهد که اگر در واقعیت این اتفاق برای شما بیفتد نشان می‌دهد. بدن شما عرق می‌کند، ضربان قلبتان بالا می‌رود و …

پس این نکته خیلی مهم است، ضمیر ناخودآگاه تفاوت بین واقعیت و تخیل را نمی‌داند. این مسئله ساخته‌ی ذهن بنده نیست و برای آن مدارک علمی زیادی وجود دارد که برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد این موضوع می توانید در گوگل سرچ کنید.

کنترل ضمیر ناخودآگاه

تا به حال شده است که کسی از شما بخواهد که سعی کنید با یک دست به بالای سرتان ضربه بزنید و هم‌زمان دست خود را در جهت عقربه‌های ساعت روی شکم خود بمالید؟ معمولاً در ابتدا چنین کاری غیر ممکن است ولی پس از مدتی هر کسی قادر به انجام این کار است. چرا؟

به دلیل اینکه مغز شما بعد از چند بار تکرار، این کار را به ناخودآگاه منتقل می‌کند. مثل دوچرخه‌سواری و با تلفن حرف زدن. اگر تازه دوچرخه‌سواری یاد گرفته باشید و بخواهید این کار را انجام دهید احتمالاً جوری زمین می‌خورید که تا یک هفته هرکسی شما را می‌بیند ناخودآگاه می‌خندد. “شما انسان خوبی هستید و باعث شادی مردم می‌شوید” تا اینکه!  دوچرخه‌سواری وارد ضمیر ناخودآگاه شما می‌شود و دیگر اطرافیانتان باید دنبال سوژه‌ی دیگری برای خنده‌هایشان باشند چون شما به‌راحتی می‌توانید یک کار آگاهانه مثل صحبت کردن با تلفن را هم‌زمان با دوچرخه‌سواری انجام دهید.

چرا انسان ها عاشق می شوند؟

دانلود کتاب بازگشت به عشق
دانلود کتاب بازگشت به عشق

اجتماعی ترین مخلوقات کره زمین انسان ها هستند و هیچ مخلوق دیگری دارای چنین روابط گسترده ی جمعی نیست و در بین موجودات زنده هیچ چیزی مانند انسان نیاز به هم نوع خود ندارد. این نیاز از ساده ترین شکل (روابط اجتماعی تا روابط دوستانه) شروع می شود و پیچیده ترین شکل آن روابط عاطفی است.

روابط عاطفی شکل های مختلفی دارند مانند دوستان صمیمی و اعضای خانواده اما قوی ترین و مؤثرترین آن روابط عاشقانه است که اصلی ترین نقش را در احساسات بشری و ادامه نسل ایفا می کند. خب ما در این کتاب تصمیم نداریم بیش از حد وارد این جزئیات شویم همین قدر بدانیم که در کل انسان ها موجودات وابسته ای هستند، این وابستگی در هر نوع، شکل و در هر زمان و مکان وجود دارد. همه ما می دانیم هر چیزی که نسبت به آن وابسته باشیم و به آن نیاز داشته باشیم اهمیت بالایی دارد و از دست دادن آن و نگه داشتن آن موضوع مهمی است.  روابط عاشقانه در بالای این “هرم ارزش” قرار دارد.

دلیل وابستگی انسان و احتیاج به رابطه در هر فردی یک منشأ اصلی دارد و آن هم نیاز است. این نیاز به دو دسته نیاز های خودآگاه وناخودآگاه تقسیم می شود که در ادامه، بیشتر با آن  آشنا می شویم.

“تمام روابط بر پایه نیاز شکل می گیرد” مانند رابطه رئیس و کارمند، رابطه دو دوست، برادری، خواهری و رابطه ما با والدین. نیاز هایی چون نیاز مالی، نیاز عاطفی، سرگرمی، پر کردن اوقات فراغت، نیاز به امنیت، نیاز به پشتیبانی، نیاز به همکاری و …

خب ما این نیاز ها را از اطرافیان خود دریافت می کنیم اما نیاز هایی هم داریم که جنبه روحی روانی و احساسی دارند. این نیاز ها از طریق دوست، همکار و خانواده برطرف نمی شود، این نیاز توسط رابطه عاشقانه و همسر است که به نتیجه می رسد مانند احساس عشق، همدری، محبت، امنیت، نیاز های فیزیکی، نوازش، خلاء های عاطفی و…

رابطه ها بر این اساس شکل می گیرد. هر فردی برای انتخاب همسر و عشق، معیار هایی دارد، تعدادی از این معیار ها ابتدایی هستند و در انتخاب تاثیر دارند و بعضی از این معیار ها در دوام رابطه و ازدواج نقش دارند. معیار ها در طول زمان و رابطه نیز با تغییرِ شخصیت و شرایط زندگی فرد و نیاز های جدید او تغییر می کنند و اگر ما طبق این تغییرات پیش نرویم و اگر از این معیار ها قافل شویم ازدواج یا رابطه عشقی ما با شکست مواجه می شود.

معیار های ابتدایی

در ابتدای رابطه دو شخصی که بر مبنای عشق و ازدواج شکل می گیرد یکسری انتخاب صورت گرفته است. انتخاب- هایی بر پایه چند معیار که در انسان ها مشترک است مانند ظاهر، شرایط اجتماعی، نوع پوشش، سطح اعتقادات و فرهنگ، باور ها، اخلاقیات، مجرد بودن فرد، شرایط مادی و شغلی، تحصیلات و روابط اجتماعی و…

این معیارها در انتخاب شریک زندگی تاثیر دارند و چون تقریباً افراد، شخصیت واقعی خود را نشان می دهند و نمی توانند در این هنگام چیز زیادی را پنهان کنند می توان گفت این معیار ها هم ثابت می مانند وتغییر نمی کنند. پس این معیار ها بعد از شروع رابطه و ازدواج، دیگر تاثیر خاصی نخواهند داشت…..

کتاب بازگشت به عشق و ازدواج (بخش دوم) که هدف اصلی این کتاب است را با تمرکز مطالعه کنید. بخش دوم از کتاب بازگشت به عشق نوشته حسین رجب پور را مطالعه می کنید: در این بخش معیار های ناخودآگاه انسان ها مورد برسی قرار میگیرد و به شناسایی عوامل ریشه ای زوال رابطه میپردازد.

معیار های اصلی

یکسری معیار برای هر شخصی در رابطه وجود دارد که نقش مهمی در دوام ازدواج و پایداری احساسات در  زندگی زناشویی دارد. این معیار ها ازبین نمی روند اما باتوجه به شرایط زندگی، اتفاقات در رابطه مشترک و پیشرفت های فرد می توانند ارتقاء پیدا کنند. برای اینکه ما بتوانیم ازدواج خوبی داشته باشیم یا رابطه عشقی خودمان را ۱۰۰ درصد به ازدواج ختم کنیم باید باتوجه به تغییر این معیار ها ما نیز تغییر ایجاد کنیم و پیشرفت داشته باشیم. بی توجهی به معیار ها قطعا یکی از اصلی ترین عوامل جدایی افراد با شریک عاطفی خود است، شناخت و توانایی برطرف کردن این معیار ها نیز میتواند یکی از قدرت مند ترین تکنیک های بازگشت به عشق باشد که در کتاب بازگشت به عشق حسین رجب پور آموزش داده میشود. نگاهی می کنیم به چند دسته از این معیار ها:

“احساس امنیت در زندگی مشترک”

هر فردی در رابطه عاطفی و زندگی مشترک خود اهیمت زیادی به این موضوع می دهد که از همه جهات احساس امنیت داشته باشد. احساس امنیت از آینده دار بودن رابطه، احساس امنیت از وجود تکیه گاه و شریک زندگی، احساس امنیت از تعهد شریک عاطفی خود و امنیت از خیانت. (ناخودآگاه آدمی از روز اولِ خلقت به دنبال امنیت بوده است امنیت در غار، امنیت در شکار و زندگی طبیعی و … ). این نوع نیازهای ناخودآگاه در دی اِن اِی ما نسل به نسل انتقال یافته است در نتیجه ما نیاز به امنیت را همیشه احساس می کنیم امنیت اینکه شریک احساسی ما کنارمان است، ما را حمایت می کند، او را از دست نخواهیم داد ومیتوان به او اطمینان کرد. ترمی رابطه در کتاب بازگشت به عشق و ازدواج که هدف اصلی آن است نیاز به تلاش در عملی شدن بخش معیار ها دارد.

“احساس عشق”

ساده ترین و اصلی ترین چیزی که انسان در رابطه عاطفی نیاز دارد دریافت احساس عشق است، احساس عشقی که انگیزه بخش باشد.( میزان این احساس نیز اهمیت دارد، اگر زیاد از حد باشد تبدیل به یک برده میشود و جذابیت خود را از دست خواهید داد، اگر کم باشد  شاهدکمبود های رابطه خواهیم شد. (” توضیح در فصل سوم “)

“آزادی”

طبع انسان به گونه ای است که از بند اجبار و زندان گریزان است، هیچ انسانی پای در بند بودن را دوست ندارد، برای همین آزادی یکی از الویت های انسان است.  رابطه آشنایی و زناشویی همیشه محدودیت هایی باخود دارد، پس چرا انسان ها عاشق میشوند و ازدواج می کنن؟ کسی که به تکامل و بلوغ فکری رسیده است و از زیر سایه پدر و مادر خود خارج شده، نیازهایی چون استقلال و آزاد بودن را طلب می کند که در خانواده و در کودکی و نوجوانی محدود و کنترل شده است. این رفتار از سوی پدر و مادر بسیار نیاز است اما آیا ما این احساس را از همسر خود نیاز داریم؟!! پاسخ قطعاً خیر است. پس در رابطه نباید احساس استقلال و آزادی هیچ فردی ازبین برود. اگر این اتفاق رخ دهد در نتیجه فرد هم با تکیه بر ذات  می خواهد از این زندان بگریزد، پس از همین الان بدانید گرفتن آزادی عشقتان خلاف تکنیک های کتاب بازگشت به عشق و ازدواج است.

“تسلط”

نمی گویم تماماً اجازه دهید همسرتان یا عشقتان در رابطه تسلط کامل داشته باشد، اما توصیه می کنم این میزان از تسلط، نسبی باشد (قدرت تصمیم گیری و تعیین بین هر دو زوج یکسان باشد). همانطور که شما نمی خواهید گوش به فرمان عشقتان باشید او نیز از این موضوع خوشحال نخواهد شد، انسان بصورت ناخودآگاه نیاز دارد تا در رابطه عاطفی خود نقش تعیین کننده هم داشته باشد نه اینکه با او مانند یک برده رفتار شود. این اختیار باعث می شود شخص از رابطه رضایت داشته باشد و رابطه خود را با ارزش بداند پس در تصمیم گیری ها صاحب قدم نباشید گاهی مدیر باشید و گاهی اعتماد کنید.

“پیشرفت”

می توان پیشرفت را یکی از انگیزه های مهم در انسان دانست. هر فردی ناخودآگاه، نیاز به پیشرفت دارد پس جلوی پیشرفت را نگیرید و طرف مقابلتان را تشویق کنید (سعی کنید در پیشرفت عشقتان نقش داشته باشید). شما زمانی موفق خواهید بود که خود نیز شرایط پیشرفت خودتان و رابطه را فراهم کنید. فردی که همیشه پیشرفت میکند جذاب تر از فردی هست که هیچ وقت در چیزی پیشرفت نداشته.

“روابط اجتماعی”

اگر شما روابط اجتماعی خوبی داشته باشید باعث سربلندی هستید و اگر گوشه گیر باشید خسته کننده خواهید بود. زمانی که شما روابط اجتماعی بالایی داشته باشید ناخودآگاه تبدیل می شوید به فردی مهم و مورد توجه دیگران. شخص مقابل شما با دیدن روابط قوی که دارید جذب تان می شود و در نزد دیگران به بودن با شما افتخار می کند. وقتی شما یک سخن گوی خوبی باشید در کنار دوستانِ عشقتان می درخشید و این یک امتیاز برای شما است و اگر شما بتوانید این خصلت را انتقال دهید به فردی تاثیر گذار تبدیل خواهید شد (کاری کنید تا شریک عاطفی شما نیز روابط احتماعی خود را بهتر کند) و این هم یعنی یک پیروزی دیگر و همچنین تثبیت جایگاه شما و ثابت ماندن نیاز شخص به شما.

“جایگاه”

جایگاه شغلی، جایگاه در نزد دوستان، خانواده خود و اطرافیان همسر و عشقتان نشان دهنده ارزش شما خواهد بود. هرچه شما جایگاه بهتری داشته باشید و این جایگاه را حفظ کنید عشقتان با بودن کنار شما افتخار بیشتری می کند. شما باید نزد اطرافیان خود این جایگاه را ایجاد کنید تا فردی ثابت در زندگی عشقتان داشته باشید.

“بلند پروازی”

بلند پروازی کردن رویا و خواسته هر انسانی است، وقتی شما در رابطه خود این بلند پروازی ها را نداشته باشید، برنامه پیشرفت در زندگی زیر سر نداشته باشید و تلاش نکنید در نتیجه پیشرفتی هم نخواهید داشت. اگر این معیارِ بلند پروازی را در خود به وجود بیاورید نشان دهنده این است که شما فردی راحت طلب نیستید و به دنبال پیشرفت هستید و کسی که همسر شما خواهد شد از پیشرفت شما و پیشرفت خودش محروم نخواهد بود. اینکه چرا شما باید بلند پرواز باشید ساده است، اگر من فردی ساکن باشم، هیچ پیشرفتی نکنم، تغییر نکنم، آرزویی نداشته باشم زندگی شخصی که قرار است همسر من شود نیز بر اساس رفتار من شکل می گیرد. آیا شما با کسی ازدواج می کنید که مانع پیشرفت باشد؟!!

“شجاعت”

شجاعت نیاز اصلی انسان برای ادامه بقا بوده است و اکنون نیاز اصلی برای پیشرفت و زندگی ایده آل. اگر طرف مقابل شما احساس کند شما ترسو هستید تمام جذابیت خود را از دست می دهید، هیچ فرد ترسویی قابلیت تکیه- گاه شدن ندارد و همه ما می دانیم ازدواج با یک شخص ترسو چه نتیجه ای خواهد داشت. اما در مقابل، یک فرد شجاع، ایده آلِ تمام مردان و زنان است. او انگیزه بخش است، الهام بخش است و مایه افتخار است پس این معیار را همیشه داشته باشید.

“نرمش”

درخت مو به خاطر نرمشی که دارد رشد می کند و شاخه هایش به هرجا سرک می کشد، هر روز بزرگ تر می شود، دستانش به هر نقطه ای می پیچد و خود را بالا می کشد. اگر درخت مو اسکلتی محکم و استخوانی داشت می شکست و نمی توانست مستقیم بالا رود، پس شما باید در مقابل تلأطم ها نرمش نشان دهید و در مقابل تنش ها نرمش کنید و سازگار باشید(این نرمش نباید با در دسترس بودن اشتباه گرفته شود).

“درک”

موفقیت در مراحل کتاب بازگشت به عشق و ازدواج که هدف اصلی است بستگی به توانایی شما در درک کردن عشقتان دارد. درک متقابل باعث دوام رابطه می شود. کسی که شما را درک نکند دست و پا گیر شما است، کسی که درک کردن برایش معنی نشده باشد به جای جذاب بودن آزار دهنده است. معیاری که همه ما به دنبال آن هستیم این است که درک شویم.

بررسی عوامل فرو پاشی

یک رابطه هیچ وقت بی دلیل به روز های پایانی نزدیک نمی شود، همانطور که پشت هر واکنشی علتی وجود دارد یک رابطه عمیق یا یک رابطه سطحی هم به دلایل خاصی دچار فروپاشی یا سرد شدن می شود. میخواهیم این دلایل را در چند مرحله بررسی کنیم تا شما اطلاعات کافی را به دست بیاورید و از فصل سوم به سراغ تکنیک های بازگشت خواهیم رفت تا شما بتوانید عشق خودتان را مجدد برگردانید.

تنش

اختلافات و بحث های کوچک که باعث ایجاد تنش می شوند شاید در یک نگاه عوامل مهمی نباشند اما چون احساس از ناخودآگاه منشأ می گیرد و ناخودآگاه هم هر روز با رفتار و اتفاقات برنامه ریزی می شود و نکته برداری می کند همین تنش های کوچک باعث ازبین رفتن احساسات مثبت و منفی شدن احساسات در ناخودآگاه فرد می شود.

روش غلط در ارتباطات

ارتباط تلفنی و پیامی از رابطه ها جدا نشدنی است و بخش عمده ای از ارتباط ما با عشقمان را تحت پوشش قرار می- دهد. در نتیجه این ارتباط ها تاثیر گذار و اثر بخش هستند، ما میتوانیم با این ارتباط ها رابطه را محکم کنیم یا باعث سست شدن رابطه شویم. چگونه؟

ارتباط تلفنی و پیامی آدابی خاص دارد که اگر رعایت نشود باعث دردسر خواهد شد. بعضی از افراد اشتباهاتی می کنند که از تاثیر آن بی خبر هستند مثلا اصرار به برقراری تماس در زمانی که شخص شرایط ارتباط را ندارد، طولانی کردن بیش از حد ارتباط، همیشه در دسترس بودن، رَصَد کردن تمام فعالیت های شخص در شبکه های اجتماعی و حساسیت بیش از حد. مثلا شخصی مدام به طرف مقابل خود پیام می دهد که چرا آنلاین بودی یا با چه کسی صحبت می کردی! قطعا چنین رفتاری پاسخ منفی خواهد داشت. در زمان شکل گیری تنش در رابطه، شما نباید طومار نویسی کنید. اکثر ما در این ارتباط ها و در زمان بروز مشکل به مشکلات دامن می زنیم و پیام های طولانی ارسال می کنیم و به صحبت های خود در پیام ها توجه نمی کنیم چون هوش هیجانی ضعیفی داریم و سپس بعد از این صحبت ها پشیمان می شویم. در بعضی شرایط شخص به دلایل شخصی مایل به صحبت و ارتباط نیست، اصرار ما و اجبار فرد نتیجه ای جز ایجاد احساس منفی و در دسترس بودن نخواهد داشت. نکته ای که بسیار اهمیت دارد این است که شما هیچ وقت فردی  در دسترس نباشید.

مدیریت تنش ها

مسئله تاثیر گذاری چون مدیریت تنش ها در یک رابطه نباید نادیده گرفته شود. مشکلات، سوءتفاهم ها و بحث ها در روابط کاملا طبیعی است و سوء تفاهم ممکن است برای هر یک از طرفین رابطه پیش آید. اگر زمانی که شما دچار سوء تفاهم شدید و یا موضوعی باعث ناراحتی شما شد عجولانه و بدون فکر عمل کنید به بچه بودن و خام بودن متهم می شوید و واقعا هیچ انسانی نمی تواند به یک فرد بی منطق تکیه کند. هر کسی باید فرصت داشته باشد تا موضوع را روشن کند، اگر شما این فرصت را در اختیار شخص قرار ندهید و بدون فکر عمل کنید یک ضربه به رابطه خود وارد کرده اید. اگر این مشکل حل شود و حتی معذرت خواهی هم بکنید و عشقتان شما را ببخشد دیگر مهم نیست چون ناخودآگاه ایشان اینگونه برنامه ریزی شده که شما فردی عجول هستید و حتی بهتر است از شما پنهان کاری کند تا مجدد دچار این تنش نشود!!

اگر اتفاقی رخ دهد که عشقتان دچار سوء تفاهم شود و شما نتوانید به شکل صحیح این سوء تفاهم را رفع کنید و بخواهید با عصبانیت و حاشا کردن پاسخ دهید دقیقا همان اتفاق رخ می دهد و شما یک امتیاز منفی بزرگ دریافت می کنید. تک تک اتفاقات رخ داده در رابطه، یک نقش مهم را در ایجاد احساس یا تغییر احساس ایفا می کند.

چرا یک رابطه به روز های پایانی خود می رسد؟

در فصل اول از مجموعه کتاب بازگشت به عشق و ازدواج که یعنی هدف اصلی انسان از عشق است تصمیم داریم درمورد ضعف ها و اشتباهاتی که منجر به جدایی می شوند کمی بیشتر صحبت کنیم. انسان ها به اشخاصی علاقه مند و وابسته می شوند که نیازها و کمبود های عاطفی و ناخود آگاه خود را در وی پیدا کنند. “یعنی ما احساسی را با فرد تجربه کنیم که باعث برطرف شدن یکسری از نیازهای ناخودآگاه و پرشدن خلاء های به وجود آمده در زندگی ما شود”. مثلاً شخصی که در زندگی خود توانایی برقراری ارتباط با دیگران را بصورت عالی ندارد جذب کسی می شود که روابط عمومی بالایی دارد و در برقراری ارتباط با دیگران کاملا موفق است یا مثلاً ممکن است من شخص ترسویی باشم در نتیجه به فردی علاقه مند می شوم که “شجاع و قوی است”. این که انسان به چه نوع اشخاص و یا با توجه به چه دلایلی جذب یک شخص می شود کاملا بصورت ناخود آگاه اتفاق می- افتد و حتی ممکن است در اکثر مواقع ما متوجه این موضوع نشویم.

چگونه نیازهای ناخود آگاه عشق خود را بشناسیم

نیازهای ناخود آگاهِ اشخاص می تواند مشترک و حتی کاملا متفاوت باشد. برای شناخت نیازهای ناخود آگاه هر فرد باید در رفتار و تیپ شخصیتی وی کنکاش کرد. این نیازها به دو دسته ی نیازهای ناخودآگاه جمعی و نیازهای ناخودآگاه انفرادی تقسیم بندی می شوند.

نیازهای ناخودآگاه جمعی

این نیازها تقریبا بین همه انسان ها مشترک هستند مانند نیاز به محبت، مورد توجه قرار گرفتن، برطرف کردن یکسری خواسته های ساده که جنبه مالی ندارند و …

نیازهای ناخودآگاه فردی

هر فردی با توجه به دوران کودکی، شرایط و همچنین فرهنگی که در آن رشد کرده نیازهای متفاوتی دارد که به مهمترین این نیازها اشاره می کنیم:

  1. فرض کنید فردی در کل دوران زندگی خود همیشه ترس را در کنار خود حس کرده است، ترس از تنها شدن، ترس از برقراری ارتباط، ترس از صحبت کردن در جمع، خب همانطور که حدس زدید نیاز ناخودآگاهِ یک شخص ترسو “شجاعت” است یعنی اگر ما این نیاز را برآورده کنیم بصورت ناخود اگاه به طرف مقابل نفوذ پیدا خواهیم کرد زیرا ما عامل اصلی برطرف شدن یکی از مهمترین دغدغه های زندگی فرد بوده ایم.
  2. یکی دیگراز نیازهای ناخودآگاه انسان ها عقده حقارت است که توجه به این نیاز اهمیت بسیاری دارد، ممکن است شخص در کل زندگی خود از طرف خانواده، دوستان و اطرافیان خود با این احساس حقارت روبرو شده باشد. باید این مشکل را برطرف کرد یعنی فرد را از این عقده دور کرد و در جایی که دیگران برخورد نامناسبی با وی دارند باید طرف مقابل خود را ارزش گذاری کنیم و مانع از به وجود آمدن این احساس منفی شویم.
  3. نوازش: طبیعت انسان با نوازش گِره خورده است. گاهی همین لمس کردن ساده ی طرف مقابل باعث ایجاد یک آرامش خاص می شود که در وابسته کردن تاثیر زیادی دارد (این کار باید در رابطه صورت بگیرد نه در زمان جدایی(.
  4. هدیه: جنبه هدیه دادن می تواند متفاوت باشد، نباید بنا را بر گران بودن این هدایا گذاشت، ارسال یک هدیه می تواند نشانگر توجه شما به طرف مقابل باشد(این کار باید در رابطه صورت بگیرد نه در زمان جدایی(.
  5. محبت کلامی: افرادی که دارای شخصیت حساس می باشند به کلمات شما واکنش زیادی نشان می دهند. بهتر است کلمات خود را بادقت انتخاب کنید و بیشتر، حرف های محبت آمیز بزنید (این کار باید در رابطه صورت بگیرد نه در زمان جدایی(.
  6. محبت رفتاری: یکی از بهترین روش های عاشق کردنِ طرف مقابل، محبت رفتاری است که باعث می شود طرف مقابل به عشق و احساس شما با اطمینان بیشتری تکیه کند. یعنی باید شخصیت حمایت گر و تائید کننده داشته باشید.
  7. تشویق: وقتی حامی عشقتان باشید و اورا تشویق کنید باعث می شود شما فردی مهم و جدا نشدنی در زندگی طرف مقابل باشید زیرا همیشه به دنبال تائید شما خواهد بود.
  8. همکاری: اگر در کارهای خاص و یا حتی در کار های روزانه طرف مقابل را همراهی کنید شما به عنوان یک شخص مهم و قابل اعتماد که همیشه می توان روی کمک او حساب کرد دیده خواهید شد.

این توضیحات چه ارتباطی به بازگرداندن عشق شما دارد؟ در واقع کاملا مرتبط است. از دیدگاه روانشناسی غیر ممکن است که شما نیاز های ناخوداگاه طرف مقابل خود را برطرف کنید ولی وی شما را طرد کند. یادتان باشد بسیاری از افراد وقتی می خواهند یک رابطه را تمام کنند بهانه های واهی می آورند حتی اگر صادقانه دلیل جدایی خود را بیان کنند باز هم آن دلیل، دلیل خودآگاه آنان است که با دلیل اصلی یعنی دلیلی که در ناخودآگاه این افراد ریشه دارد متفاوت می باشد.

شما باید باخود صادق باشید، نباید اجازه دهید احساسات شما وحال روحیتان باعث ایجاد سوءگیری شود ( سوءگیری به این معنی است که انسان ها تمایل دارند بصورت ناخوداگاه فقط دلایلی را ببینند و بپذیرند که مطابق با انتخاب های خود آنان است) تا پافشاری شما را بر پندار آرزومندانه افزایش دهد ( پندار آرزومندانه به این معنی است که انسان ها تمایل دارند چیزی را بپذیرند که دوست دارند اتفاق بیفتد یا دوست دارند واقعیت داشته باشد). ما انسان ها دلایل و زاویه هایی را می بینیم که به نفع ما هستند. مثلاً ممکن است تصور کنید که شما عالی هستید و هیچ اشتباهی نکرده اید (سوء گیری) یا عشقتان بهترین و تنها انتخاب شما است زیرا پندار آرزومندانه باعث می شود شما فقط نکات مثبت طرف مقابل رو ببینید و نکات منفی را بصورت کامل فراموش کنید و از طرف مقابل یک استوره بسازید (تنها شخصی که می توانید در کنار او خوشحال باشید و شما را خوشبخت کند).

بهانه ها را بشناسید.

(بخش سوم) یکی از نکاتی که باید با آن آشنا شوید انواع بهانه هایی است که اشخاص برای جدایی به ما می گویند! بهانه ها به دو صورت هستند: بهانه هایی که در آن فرد، خود و شرایطش را به عنوان مانع ادامه ارتباط بیان می کند و یا با سیاست جوری شما را مقصر نشان می دهد که دیگر حرفی برای دفاع از خود نداشته باشید و حتی خود را نیز مقصر فروپاشی رابطه ببینید.
گاهی سر یک موضوع کوچک بحثی آغاز می شود و این بحث ساده باعث اتمام رابطه می شود و طرف مقابلِ شما به سادگی شما را مقصر اتمام رابطه نشان می دهد. بعضی اشخاص وضعیت خود را به عنوان مشکل مطرح می کنند مثلاً مخالفت خانواده، ادامه تحصیل، مشکلات مالی و… گاهی نیز افراد بهانه هایی را می آورند که با این بهانه تصمیم دارند رابطه را بصورت دلخواه خود ادامه دهند تا به اهدافشان برسند و هیچ مسئولیتی را هم نپذیرند مثلا می گویند چون در گذشته یک بار عاشق شده اند و با مشکل رو برو شدند و شکست عشقی راتجربه کرده اند دید منفی به جنس مخالف پیدا کرده اند و از تعهد می ترسند(گاهی با آوردن این بهانه می خواهند رابطه تمام شود و گاهی فرد از تعهد فرار می کند ولی میخواهد رابطه به صورت دلخواه خود ادامه پیدا کند).
مهم ترین نیاز ناخود آگاهی که در تمام انسان ها مشترک است و اهمیت زیادی دارد نیاز به اعتماد به نفس است، اعتماد- به نفس چیست؟ اعتماد به نفس به این معنی است که به خود و توانایی های خود اطمینان خاطر داشته باشید و خود را کمتر از دیگران در نظر نگیرید. اعتماد به نفس باعث می شود از ترد شدن نترسید و به شما این قدرت را می دهد که نظرات و صحبت های دیگران روی خُلق و خوی شما تاثیر نگذارد.

نقش اعتماد به نفس در بازگشت عشق از دست رفته

اعتماد به نفس چه نقشی در علاقه مند کردن دیگران دارد؟ پاسخ این سوال بسیار ساده است، اعتماد به نفس باعث ایجاد موفقیت می شود و موفقیت نیازی است که تمام انسان ها در خود احساس می کنند و با داشتن اعتماد به نفس شما بصورت ناخود آگاه این احساس را القاء می کنید که فردی موفق هستید. وقتی در رابطه اعتماد به نفس داشته باشید خیلی راحت می توانید ناخود آگاه طرف مقابل را متقاعد کنید که شما فردی موفق و با امتیازات بالا هستید. اینکه من فردی موفق باشم چه کمکی می کند تا عشقم را به رابطه برگردانم؟ بگذارید با یک مثال ساده پاسخ شما را بدهم: همه ما در دانشگاه، محیط کار و یا در اقوام خود دوستانی داشتیم، همیشه فردی در این جمع ها وجود دارد که اعتماد به نفس بالایی دارد. شاید نکات مثبتِ فرد دیگری در این جمع از این فرد بیشتر باشد اما اعتماد به نفس این شخص همیشه باعث می- شود در مرکز توجه قرار بگیرد، دیگران همیشه به حرف هایش گوش دهند و این شخص بتواند به سادگی روی دیگران تاثیر بگذارد و یا حتی اهداف و خواسته های خود را به سادگی پیش ببرد. شاید اگر شخص دیگری می خواست این خواسته ها را داشته باشد به سادگی به اهداف خود نمی رسید.
خب حالا با این مثال ساده که عرض کردم می توانید به سادگی درک کنید که اعتماد به نفس چه نقش مهمی در جذب دیگران و علاقه- مند کردن آنها دارد.

اعتماد به نفس چیست؟

دانلود کتاب بازگشت به عشق
دانلود کتاب بازگشت به عشق

بدون شک نداشتن اعتماد به نفس ممکن است فرصت های بسیاری را از ما بگیرد زیرا از پذیرش ریسک و خطر کردن هراس خواهیم داشت. ترس از شکست باعث می شود نتوانیم تجربه های جدیدی را به دست بیاوریم و همچنین نتوانیم چیز جدیدی را امتحان کنیم. اعتماد به نفس ارثی نیست، ژنتیک انسان ها شامل ژنی به نام اعتماد به نفس نمی باشد بلکه اعتماد به نفس مانند یادگرفتنِ هنر است، آموختنی و به دست آوردنی است. عزت نفس معطوف به یک چیز نمی شود بلکه سطوح مختلفی را در بر می گیرد.

به عنوان مثال ممکن است شما در یک رشته ورزشی مهارت خاصی داشته باشید و با عزت نفس کامل در این ورزش بدرخشید ولی در عین حال از صحبت کردن در کلاسِ درس وحشت داشته باشید. عزت نفس یک شیِ بی ثبات است. ممکن است شخصی را ببینید که روزی در میان جمعیتی به راحتی آواز می خواند یا نمایش اجرا می کرد ولی اکنون این عزت نفس را در خود از دست داده است. دلیل این اتفاق رویداد های جدیدی است که در زندگی این فرد رخ داده و باعث تغییر او شده است. باید مهارت های عزت نفس را در “زبان بدن” خود نیز حفظ کنید.

اعتماد به نفس شما نباید به عوامل بیرونی وابستگی داشته باشد مثلاً ثروت، روابط، شغل، اطرافیان و… حتی نباید عزت نفس خود را با یک هدف گره بزنید، بعضاً مشاهده می شود شخص، برای رسیدن به یک هدف تمام عزم خود را جزم می کند مثلاً خریدن یک ماشین خاص. نمی توان گفت این هدف یا عزت نفس در رسیدن به این هدف ایراد دارد اما می توانم به شما اطمینان دهم که اینگونه عزت نفس کامل نیست و دارای نقص است.

چرا؟ اگر عزت نفس شما در گرو رسیدن به یک هدف باشد شما فقط یک معیار برای رسیدن به آن هدف دارید و این معیار کافی نخواهد بود، نه برای رسیدن به هدف و نه برای حفظ عزت نفس شما. با از بین بردن وابستگی به نظر دیگران، می توانید عزت نفس بیشتری در خود ایجاد کنید چرا که وابستگی به نظر دیگران به این معنی است که یک باور محکم و قاطع در مورد توانایی های خود و اینکه واقعا چه کسی هستید ندارید. اگر دیگران از اقدامات شما راضی باشند می گویند فرد خوبی هستید؛ اگر راضی نباشند برچسب ناموفق بودن، ضعیف بودن یا هر چیزی دیگری را به شما می زنند که بر اساس ادراک ناقص خودشان است. البته شما نیز این برچسب ها را در مورد خود با آغوش باز می- پذیرید زیرا از همان آغاز، تصمیم گیری در مورد اینکه شما واقعا چه کسی هستید را به آنها سپرده اید. اگر این رویکرد، فلسفه ی زندگی شما است پس هر چه زودتر آن را تغییر دهید. هدف از داشتن اعتماد به نفس موفقیت در هر چیزی است پس باید عزت نفس خود را به یک عامل درونی وابسته کنید مثلا احساس موفقیت کردن.

هر بار که شما در هدفی موفقیت را به دست می آورید همچنان به دنبال رسیدن به آن حس خواهید بود.
اکثر افراد در این مواقع می گویند که اتفاقاً ما اعتماد به نفس بالایی داشته ایم، بله شاید اینگونه باشد و شما اعتماد به نفس بالایی داشته اید اما آیا هنوز بعد از گذشت زمان و روبرو شدن با جدایی هنوز این اعتماد به نفس را دارید؟ حتی ممکن است هنوز از اعتماد به نفس خوبی برخوردار باشید اما سوال اینجاست! آیا در مقابل عشقتان نیز همچنان همان اعتماد به نفس وجود دارد؟ قطعا پاسخ این سوال منفی است چون اگر اینگونه بود در رابطه با مشکل مواجه نمی شدید یا بعد از جدایی اشتباهات را انجام نمی دادید.

چگونه با افزایش اعتماد به نفس رابطه خود را ترمیم کنیم؟

اعتماد به نفس به ما کمک می کند بهتر صحبت کنیم، بهتر تصمیم بگیریم، انتخاب کنیم و تمام کارهای خود را در بهترین حالت به سرانجام برسانیم، پس برای ترمیم رابطه باید اعتماد به نفس خود را در تمام موارد افزایش دهیم.

ساختار اعتماد به نفس

اعتماد به نفس از سه جزء اصلی تشکیل شده است: ۱٫ انتخابِ هدف ۲٫ مهارت های ارتباطی ۳٫ مرحله اجرا
باید به این نکته اشاره کنم که موفقیت در این سه مرحله به این معنی نیست که شما می توانید همیشه در تمام روابط خود کاملا موفق باشید. چرا؟ شاید فردی باشید که در خیلی از موارد موفق است و اعتماد به نفس بالایی دارد اما زمانی که با روابط عاطفی و احساسی روبرو می شوید دچار ضعف هستید، پس رعایت این سه اصل به تنهایی کافی نیست. چرا این اتفاق رخ می دهد؟ چون شما در ابتدای رابطه اعتماد به نفس کافی را داشته اید ولی سپس به مرور زمان به دلیل ایجاد وابستگی این اعتماد به نفس را در مقابل احساسات عاطفی که به طرف مقابل خود دارید از دست داده اید.

اکثر افراد وقتی وارد یک رابطه جدی می شوند بعد از مدتی استقلال خود را بصورت کامل از دست می دهند یعنی دیگر آن فرد قبلی نخواهند بود و توانایی کنترل رابطه، تصمیم گیری و نظر دادن را بصورت کامل به شخص مقابل واگذار می کنند. نتیجه ی از دست دادن استقلال، روبرو شدن با بحران جدایی است زیرا شما دیگر هیچ امتیاز مثبتی ندارید، بصورت کامل در دسترس هستید، جذابیت خود را از دست داده اید و اعتماد به نفسی در شما وجود ندارد تا ناخود آگاهِ نیازمندِ شخص مقابل را جذب کند. در این شرایط اعتماد به نفس شخص به این دلیل ازبین می رود که اهداف وی به عوامل بیرونی مرتبط بوده و دیگر این اعتماد به نفس از منبع محکمی (عوامل درونی) منشأ نمی گیرد. پس با هر تغییر کوچک در عامل بیرونی اعتماد به نفس ما نیز دچار تنزل می شود.

دانلود کتاب بازگشت به عشق
دانلود کتاب بازگشت به عشق

عوامل بیرونی و ازبین رفتن اعتماد به نفس

عوامل بیرونی باعث منحرف شدن و تخریب اعتماد به نفس می شود. اگر ما اهداف خود را به عواملی مانند خوشحال کردن طرف مقابل، عاشق کردن وی یا برطرف کردن نیاز های ناخود آگاه او محدود کنیم باشکست مواجه می شویم. چرا؟ تصور کنید هدف شما برطرف کردن نیاز های خود آگاه عشقتان است وقتی خود را بصورت کامل وقف این کار کنید شبیه به یک برده می شوید، همانطور که می دانید انتظارات از یک برده تمامی ندارد پس شما در رسیدن به هدف خود با شکست مواجه می شوید و این اتفاق باعث فروپاشی اعتماد به نفس شما می شود.

عوامل بیرونی و افسردگی

تاثیرات منفی عوامل بیرونی فقط به از دست دادن اعتماد به نفس محدود نمی شود، در اکثر موارد به افسردگی شدید ختم خواهد شد. وقتی اعتماد به نفس شما به دلیل وابسته بودن به عوامل بیرونی از بین برود بعد از جدایی یا حتی در رابطه، شما دچار افسردگی می شوید زیرا “عشق” یکی از مهمترین عواملی است که می تواند به عنوان یک عامل بیرونی در نظر گرفته شود. زمانی که این عامل بیرونی با مشکل مواجه شود و دیگر احساسات مثبت در رابطه شما وجود نداشته باشد به مرور زمان شما احساس تنهایی و کم اهمیت بودن را تجربه می کنید و باعث افسردگی بیش از حد شما خواهد شد، احساسی که شاید اکنون با آن رو برو شده باشید. وابستگی بیش از حد به طرف مقابل باعث از بین رفتن استقلال فردی شما می شود و در نتیجه باعث ارسال ارتعاش های منفی و برنامه ریزی ناخودآگاهِ شخص به شکل غلطی خواهد شد.

وقتی ما به ناخودآگاه عشقمان ارتعاش ارسال می کنیم باعث می شویم رفتار طرف مقابل با توجه به ارتعاش هایی که خودمان صادر می کنیم شکل بگیرد. مثلا وقتی می گوییم تو من را دوست نداری، تو برای من وقت نمی گذاری، تو دیگر به من اهمیت نمی دهی، تو با شخص دیگری در رابطه هستی و… در مرور زمان شما باعث می شوید در ناخود- اگاه طرف مقابل تصویری جدید شکل بگیرد “من اورا دوست ندارم، من برای او وقت ندارم و من لیاقت شخص بهتری را دارم”. این ارتعاش ها تاثیر خود را در مدت زمان نشان خواهد داد و ارتعاشی که شما ارسال کردید تبدیل به حس واقعی ایشان می شود. گاهی خود ما عامل اصلی بروز فاصله یا خیانت هستیم بی آنکه متوجه این موضوع شده باشیم.

می توان با داشتن باور مثبت، افکار مثبت به دست آورد و افکار مثبت باعث به وجود آمدن احساسات مثبت می شود و اگر احساسات مثبت باشد نیروی هم جهت، یعنی نیروی مثبت و اتفاقات مثبت را جذب می کنیم و همچنین می توان با داشتن باور منفی افکار منفی به دست آورد و افکار منفی باعث به وجود آمدن احساسات منفی می شود و اگر احساسات منفی باشد نیروی هم جهت، یعنی نیروی منفی و اتفاقات منفی را جذب می کنیم.

ارتعاش چیست؟

دانلود کتاب بازگشت به عشق
دانلود کتاب بازگشت به عشق

ارتعاشات در دو حالت وجود دارد: «ارتعاش مثبت» و «ارتعاش منفی» ارتعاش مثبت و ارسال آن یعنی اینکه ما باور مثبت، افکار مثبت و احساس مثبت داریم و آن ها را از خود ساطع می- کنیم مانند زمانی که با آرامش از خواب بیدار می شویم و در محیط کار بسیار خوب برخورد می کنیم و احساس خوبی داریم، وقتی کسی از ما سوال می کند ما به زیبایی و به شکل مثبت پاسخ می دهیم، اگر کسی به ما اعتراضی کند با آرامش با او صحبت می کنیم و از خود ارتعاش مثبت ارسال می کنیم. ارتعاش ها فقط محدود به کلمات نیستند بلکه ما با نگاه کردن، لباس پوشیدن، راه رفتن، نشَستن، زبان بدن و رفتار درونی (تجزیه و تحلیل رفتار دیگران) همیشه در حال ارسال ارتعاش هستیم.

ارتعاش های منفی زمانی ساطع می شوند که شما در ذهنتان باورهای منفی را پرورش دهید در نتیجه وجود شما پر از احساسات منفی شده و نیروهای منفی ارسال کرده و امواج یکسان (انرژی منفی) را دریافت می کنید. مثلاً زمانی که شما در ترافیک یا بر اثر اشتباهِ یک راننده بوق می زنید اگر احساس منفی داشته باشید و روی مودِ منفی بوق بزنید بوق شما طولانی تر و خشن تر خواهد بود ولی اگر احساس شما مثبت باشد شما بوقی می زنید که برداشت دیگران از این بوق اطلاع است نه اعلام جنگ. نحوه واکنش شما باعث شکل گیری واکنش راننده مقابل می شود، شما همان ارتعاشی را که ارسال می کنید ارتعاش هم جهت را نیز دریافت می کنید.

یکی دیگراز دلایلی که باعث سردی در روابط است ارتعاشات منفی ساطع شده از سمت شخص می باشد (خودِ ما). افکار منفی که در ذهن خود داریم باعث شکل گیری احساسات ما می شود. این احساسات اگر به زبان آوره نشود از طریق رفتار ما بیان می شود (همان ارسال ارتعاشات از طریق ناخودآگاه). تاثیر ناخودآگاه در رفتار و گفتار ما غیر قابل انکار است و دیگران هم به راحتی از خروجی احساسات ما تاثیر می گیرند. ما می توانیم به سادگی از طریق قانون جذب و ارتعاشات به ضمیر ناخود آگاه، باعث شویم شخصی که از ما متنفر است عاشق ما شود یا شخصی که ما را دوست دارد از ما متنفر شود. می توانیم با ارسال اتعاشات، ناخود آگاه کاری کنیم که عشقمان به ما خیانت کند، بله این اتفاق می تواند رخ دهد و خود ما عامل آن خواهیم بود.

وقتی شما به عشقتان می گویید تو برای من وقت نمی گذاری، تو دوستانت را به من ترجیح می دهی، تو من را دوست نداری، وقتی در کنار من هستی لذت نمی بری و… زمانی که ما این ارتعاش ها را ارسال می کنیم در ناخودآگاهِ عشقمان خود را فردی بی ارزش تاکید می کنیم. این باور را در ناخودآگاه او شکل می دهیم که ما را دوست ندارد، اگر ما را دوست داشت بیشتر وقت می گذاشت، با دوستانش کمتر بیرون می رفت و بیشتر با ما تماس می گرفت. ناخودآگاهِ عشق ما به این صورت برنامه ریزی می شود که با ما احساس خوبی ندارد برای همین ما متوجه شدیم و اعتراض می- کنیم. “به مرور زمان این باور در ذهنش کاشته می شود که باید رابطه ای که در آن لذتی نمی برد را قطع کند”

ارتعاش منفی و خیانت

بله شاید عشقتان خیانت کرده باشد شاید هم نه، شاید شما مقصر باشید شاید هم نه. می خواهیم با هم این موضوع را بررسی کنیم. وقتی ترس از خیانت دارید و گوشی طرف مقابل را چک می کنید، مدام سوال می کنید که کجا هستی، می گویید به من دروغ گفتی، تو با کسی در ارتباط هستی، تو من را دوست نداری و… در این شرایط باعث می شوید ارزش خود را تا حدی پایین بیاورید که در ناخودآگاهِ شخص، شما لایق خیانت باشید و این تصور را شکل دهید که نه- تنها دوست داشتنی نیستید بلکه غیر قابل تحمل هم هستید و دیگر ارزش خاصی ندارید. وقتی این ارتعاش را ارسال کردید ناخودآگاهِ شخص برنامه ریزی شده که این رابطه کم ارزش است چون اگر اینطورنبود، او رفتار من را اینگونه تحلیل نمی کرد پس من هم او را دوست ندارم و من لایق بهتر از او هستم، او خود نیز این موضوع را می داند پس چرا با او ادامه دهم. البته این را هم اضافه کنم که این رفتار از سمت ما زننده و غیر قابل تحمل است و باعث ایجاد احساس منفی می شود و سردی و دوری را پایه ریزی می کند.

ارتعاش مثبت و جلوگیری از خیانت

دو سناریوی قبل را تصور کنید: اگر شما بگویید عزیزم می دانم تو دوست داری با من بیشتر وقت بگذرانی اما دوستانت ممکن است از تو ناراحت شوند، عزیزم می دانم تو من را دوست داری و می خواهی این را با رفتارت به من نشان دهی من درک می کنم، عزیزم می دانم تو می خواهی هر لحظه از من باخبر باشی و بی خبری از من، تو را آزار می دهد و واقعا ممنونم از اینکه این موضوع برای تو مهم است اما سعی در محدود کردن و چک کردن من نداری تا من احساس ناخوشایند نداشته باشم. این ارتعاشات می تواند هم، کلامی باشد هم رفتاری و بصورت غیر مستقیم. با رفتار- های اینگونه و ارتعاشات مثبت به جای اینکه باور بی ارزش بودن را شکل دهیم خود را در ناخودآگاه عشقمان فردی مهم و تاثیرگذار تثبیت می کنیم.

باید به جای چک کردن و شکاک بودن، رفتار اینگونه باشد  تو به من متعهد هستی و من این ویژگی تو را بسیار دوست دارم، تو فردی با ارزش هستی در زمانه ای که خیلی از مردم این کار را (متعهد بودن) نمی کنند، تو معیارهای بالایی داری، می دانم اگر امکانش بود می خواستی همه مردم این را بدانند که تو عاشق من هستی و کسی را جایگزین من نخواهی کرد. در این نوع برخورد حتی اگر فرد قصد خیانت داشته باشد یا در حال خیانت باشد دچار پارادوکس شده و ناخودآگاه او متزلزل خواهد شد و باوری جدید به آن افزوده می شود که اگر من خیانت کنم فردی بد سرشت و ضعیف و بی لیاقت هستم. پس می توانیم جلوی خیانت را بگیریم و همچنین طرف مقابل را از این مسیر دور کنیم.

جمع بندی فصل اول

در این فصل با عوامل و نکات مهمی آشنا شدیم، نکاتی چون دلایل ایجاد فاصله و اشتباهات انجام شده در طول رابطه. خب تا اینجای کار قطعا شما پی بردید که باید این مواردِ گفته شده را تقویت کنید و نیاز های ناخودآگاه عشقتان را شناسایی کنید و سپس این نیاز ها را برطرف کنید.

اقدام اول

اگر رابطه شما به اتمام رسیده و در مرحله جدایی هستید در حال حاضر نباید هیچ اقدام مستقیمی انجام دهید و باید طبق ۶ مرحله از ترمیم رابطه عمل کنید. اگر شما هنوز در رابطه هستید ولی این رابطه سرد است و دیگر شباهتی به گذشته ندارد باید یک طرفه قطع ارتباط کنید تأکید می کنم قطع ارتباط نه کات کردن، این قطع ارتباط برای ایجاد خلاء و همچنین برای ازبین بردن احساسات منفی الزامی و حیاتی است. شما با انجام مرحله اول (قطع ارتباط) می توانید شرایط را برای جذب طرف مقابل خود فراهم کنید. در فصل دوم نکاتی که شما باید از آن دوری کنید و برخی اقداماتی که باید برای ارتباط غیر مستقیم انجام دهید را بررسی می کنیم و در ادامه در فصل های ۴ تا ۶ اصلی ترین بخش تکنیک های اِن اِل پی و جذب را آموزش خواهیم داد.

” زمانی شخصی عاشق ما می شود و به ما احترام می گذارد که ما خود را لایق احترام بدانیم و به ارزش خویش ایمان داشته باشیم در غیر این صورت دلیلی ندارد شخصی دیگر برای ما ارزش قائل شود “

لینک دانلود فایل pdf فصل اول کتاب بازگشت به عشق حسین رجب پور بصورت رایگان

لینک خرید نسخه کامل (شش فصل) کتاب بازگشت به عشق  حسین رجب پور

۰۹۱۲۹۳۰۵۰۲۰

۰۲۱۹۱۳۵۰۵۰۹

Telegram (برای ارتباط سریع تر با تلگرام روی لینک آبی رنگ کلیک کنید)

Whatsapp (برای ارتباط سریع تر با واتس آپ روی لینک آبی رنگ کلیک کنید)

کانال روانشناسی: sarbargetaze

نظرات شرکت کنندگان دوره های بازگشت عشق سربرگ تازه

نظرات بیشتر را میتوانید در کانال تلگرامی سربرگ تازه گوش کنید.

پکیج بازگشت به عشق و ازدواج
برچسب ها

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
آیا سئوالی دارید ؟

09129305020

در تلگرام بپرسید