بازگشت به رابطه

کتاب بازگشت به عشق فصل اول

بخش سوم

کتاب بازگشت به عشق حسین رجب پور

شما در حال مطالعه بخش سوم، فصل اول کتاب بازگشت به عشق نوشته استاد حسین رجب پور هستید.

بهانه ها را بشناسید.

یکی از نکاتی که باید با آن آشنا شوید انواع بهانه هایی است که اشخاص برای جدایی به ما می گویند! بهانه ها به دو صورت هستند: بهانه هایی که در آن فرد، خود و شرایطش را به عنوان مانع ادامه ارتباط بیان می کند و یا با سیاست جوری شما را مقصر نشان می دهد که دیگر حرفی برای دفاع از خود نداشته باشید و حتی خود را نیز مقصر فروپاشی رابطه ببینید.
گاهی سر یک موضوع کوچک بحثی آغاز می شود و این بحث ساده باعث اتمام رابطه می شود و طرف مقابلِ شما به سادگی شما را مقصر اتمام رابطه نشان می دهد. بعضی اشخاص وضعیت خود را به عنوان مشکل مطرح می کنند مثلاً مخالفت خانواده، ادامه تحصیل، مشکلات مالی و… گاهی نیز افراد بهانه هایی را می آورند که با این بهانه تصمیم دارند رابطه را بصورت دلخواه خود ادامه دهند تا به اهدافشان برسند و هیچ مسئولیتی را هم نپذیرند مثلا می گویند چون در گذشته یک بار عاشق شده اند و با مشکل رو برو شدند و شکست عشقی راتجربه کرده اند دید منفی به جنس مخالف پیدا کرده اند و از تعهد می ترسند(گاهی با آوردن این بهانه می خواهند رابطه تمام شود و گاهی فرد از تعهد فرار می کند ولی میخواهد رابطه به صورت دلخواه خود ادامه پیدا کند).
مهم ترین نیاز ناخود آگاهی که در تمام انسان ها مشترک است و اهمیت زیادی دارد نیاز به اعتماد به نفس است، اعتماد- به نفس چیست؟ اعتماد به نفس به این معنی است که به خود و توانایی های خود اطمینان خاطر داشته باشید و خود را کمتر از دیگران در نظر نگیرید. اعتماد به نفس باعث می شود از ترد شدن نترسید و به شما این قدرت را می دهد که نظرات و صحبت های دیگران روی خُلق و خوی شما تاثیر نگذارد.

نقش اعتماد به نفس در بازگشت عشق از دست رفته

اعتماد به نفس چه نقشی در علاقه مند کردن دیگران دارد؟ پاسخ این سوال بسیار ساده است، اعتماد به نفس باعث ایجاد موفقیت می شود و موفقیت نیازی است که تمام انسان ها در خود احساس می کنند و با داشتن اعتماد به نفس شما بصورت ناخود آگاه این احساس را القاء می کنید که فردی موفق هستید. وقتی در رابطه اعتماد به نفس داشته باشید خیلی راحت می توانید ناخود آگاه طرف مقابل را متقاعد کنید که شما فردی موفق و با امتیازات بالا هستید. اینکه من فردی موفق باشم چه کمکی می کند تا عشقم را به رابطه برگردانم؟ بگذارید با یک مثال ساده پاسخ شما را بدهم: همه ما در دانشگاه، محیط کار و یا در اقوام خود دوستانی داشتیم، همیشه فردی در این جمع ها وجود دارد که اعتماد به نفس بالایی دارد. شاید نکات مثبتِ فرد دیگری در این جمع از این فرد بیشتر باشد اما اعتماد به نفس این شخص همیشه باعث می- شود در مرکز توجه قرار بگیرد، دیگران همیشه به حرف هایش گوش دهند و این شخص بتواند به سادگی روی دیگران تاثیر بگذارد و یا حتی اهداف و خواسته های خود را به سادگی پیش ببرد. شاید اگر شخص دیگری می خواست این خواسته ها را داشته باشد به سادگی به اهداف خود نمی رسید.
خب حالا با این مثال ساده که عرض کردم می توانید به سادگی درک کنید که اعتماد به نفس چه نقش مهمی در جذب دیگران و علاقه- مند کردن آنها دارد.

اعتماد به نفس چیست؟

کتاب بازگشت به عشق حسین رجب پور
کتاب بازگشت به عشق حسین رجب پور

بدون شک نداشتن اعتماد به نفس ممکن است فرصت های بسیاری را از ما بگیرد زیرا از پذیرش ریسک و خطر کردن هراس خواهیم داشت. ترس از شکست باعث می شود نتوانیم تجربه های جدیدی را به دست بیاوریم و همچنین نتوانیم چیز جدیدی را امتحان کنیم. اعتماد به نفس ارثی نیست، ژنتیک انسان ها شامل ژنی به نام اعتماد به نفس نمی باشد بلکه اعتماد به نفس مانند یادگرفتنِ هنر است، آموختنی و به دست آوردنی است. عزت نفس معطوف به یک چیز نمی شود بلکه سطوح مختلفی را در بر می گیرد.

به عنوان مثال ممکن است شما در یک رشته ورزشی مهارت خاصی داشته باشید و با عزت نفس کامل در این ورزش بدرخشید ولی در عین حال از صحبت کردن در کلاسِ درس وحشت داشته باشید. عزت نفس یک شیِ بی ثبات است. ممکن است شخصی را ببینید که روزی در میان جمعیتی به راحتی آواز می خواند یا نمایش اجرا می کرد ولی اکنون این عزت نفس را در خود از دست داده است. دلیل این اتفاق رویداد های جدیدی است که در زندگی این فرد رخ داده و باعث تغییر او شده است. باید مهارت های عزت نفس را در “زبان بدن” خود نیز حفظ کنید.

اعتماد به نفس شما نباید به عوامل بیرونی وابستگی داشته باشد مثلاً ثروت، روابط، شغل، اطرافیان و… حتی نباید عزت نفس خود را با یک هدف گره بزنید، بعضاً مشاهده می شود شخص، برای رسیدن به یک هدف تمام عزم خود را جزم می کند مثلاً خریدن یک ماشین خاص. نمی توان گفت این هدف یا عزت نفس در رسیدن به این هدف ایراد دارد اما می توانم به شما اطمینان دهم که اینگونه عزت نفس کامل نیست و دارای نقص است.

چرا؟ اگر عزت نفس شما در گرو رسیدن به یک هدف باشد شما فقط یک معیار برای رسیدن به آن هدف دارید و این معیار کافی نخواهد بود، نه برای رسیدن به هدف و نه برای حفظ عزت نفس شما. با از بین بردن وابستگی به نظر دیگران، می توانید عزت نفس بیشتری در خود ایجاد کنید چرا که وابستگی به نظر دیگران به این معنی است که یک باور محکم و قاطع در مورد توانایی های خود و اینکه واقعا چه کسی هستید ندارید. اگر دیگران از اقدامات شما راضی باشند می گویند فرد خوبی هستید؛ اگر راضی نباشند برچسب ناموفق بودن، ضعیف بودن یا هر چیزی دیگری را به شما می زنند که بر اساس ادراک ناقص خودشان است. البته شما نیز این برچسب ها را در مورد خود با آغوش باز می- پذیرید زیرا از همان آغاز، تصمیم گیری در مورد اینکه شما واقعا چه کسی هستید را به آنها سپرده اید. اگر این رویکرد، فلسفه ی زندگی شما است پس هر چه زودتر آن را تغییر دهید. هدف از داشتن اعتماد به نفس موفقیت در هر چیزی است پس باید عزت نفس خود را به یک عامل درونی وابسته کنید مثلا احساس موفقیت کردن.

هر بار که شما در هدفی موفقیت را به دست می آورید همچنان به دنبال رسیدن به آن حس خواهید بود.
اکثر افراد در این مواقع می گویند که اتفاقاً ما اعتماد به نفس بالایی داشته ایم، بله شاید اینگونه باشد و شما اعتماد به نفس بالایی داشته اید اما آیا هنوز بعد از گذشت زمان و روبرو شدن با جدایی هنوز این اعتماد به نفس را دارید؟ حتی ممکن است هنوز از اعتماد به نفس خوبی برخوردار باشید اما سوال اینجاست! آیا در مقابل عشقتان نیز همچنان همان اعتماد به نفس وجود دارد؟ قطعا پاسخ این سوال منفی است چون اگر اینگونه بود در رابطه با مشکل مواجه نمی شدید یا بعد از جدایی اشتباهات را انجام نمی دادید.

چگونه با افزایش اعتماد به نفس رابطه خود را ترمیم کنیم؟

اعتماد به نفس به ما کمک می کند بهتر صحبت کنیم، بهتر تصمیم بگیریم، انتخاب کنیم و تمام کارهای خود را در بهترین حالت به سرانجام برسانیم، پس برای ترمیم رابطه باید اعتماد به نفس خود را در تمام موارد افزایش دهیم.

ساختار اعتماد به نفس

اعتماد به نفس از سه جزء اصلی تشکیل شده است: ۱٫ انتخابِ هدف ۲٫ مهارت های ارتباطی ۳٫ مرحله اجرا
باید به این نکته اشاره کنم که موفقیت در این سه مرحله به این معنی نیست که شما می توانید همیشه در تمام روابط خود کاملا موفق باشید. چرا؟ شاید فردی باشید که در خیلی از موارد موفق است و اعتماد به نفس بالایی دارد اما زمانی که با روابط عاطفی و احساسی روبرو می شوید دچار ضعف هستید، پس رعایت این سه اصل به تنهایی کافی نیست. چرا این اتفاق رخ می دهد؟ چون شما در ابتدای رابطه اعتماد به نفس کافی را داشته اید ولی سپس به مرور زمان به دلیل ایجاد وابستگی این اعتماد به نفس را در مقابل احساسات عاطفی که به طرف مقابل خود دارید از دست داده اید.

کتاب بازگشت به عشق حسین رجب پور
کتاب بازگشت به عشق حسین رجب پور

اکثر افراد وقتی وارد یک رابطه جدی می شوند بعد از مدتی استقلال خود را بصورت کامل از دست می دهند یعنی دیگر آن فرد قبلی نخواهند بود و توانایی کنترل رابطه، تصمیم گیری و نظر دادن را بصورت کامل به شخص مقابل واگذار می کنند. نتیجه ی از دست دادن استقلال، روبرو شدن با بحران جدایی است زیرا شما دیگر هیچ امتیاز مثبتی ندارید، بصورت کامل در دسترس هستید، جذابیت خود را از دست داده اید و اعتماد به نفسی در شما وجود ندارد تا ناخود آگاهِ نیازمندِ شخص مقابل را جذب کند. در این شرایط اعتماد به نفس شخص به این دلیل ازبین می رود که اهداف وی به عوامل بیرونی مرتبط بوده و دیگر این اعتماد به نفس از منبع محکمی (عوامل درونی) منشأ نمی گیرد. پس با هر تغییر کوچک در عامل بیرونی اعتماد به نفس ما نیز دچار تنزل می شود.

عوامل بیرونی و ازبین رفتن اعتماد به نفس

عوامل بیرونی باعث منحرف شدن و تخریب اعتماد به نفس می شود. اگر ما اهداف خود را به عواملی مانند خوشحال کردن طرف مقابل، عاشق کردن وی یا برطرف کردن نیاز های ناخود آگاه او محدود کنیم باشکست مواجه می شویم. چرا؟ تصور کنید هدف شما برطرف کردن نیاز های خود آگاه عشقتان است وقتی خود را بصورت کامل وقف این کار کنید شبیه به یک برده می شوید، همانطور که می دانید انتظارات از یک برده تمامی ندارد پس شما در رسیدن به هدف خود با شکست مواجه می شوید و این اتفاق باعث فروپاشی اعتماد به نفس شما می شود.

عوامل بیرونی و افسردگی

تاثیرات منفی عوامل بیرونی فقط به از دست دادن اعتماد به نفس محدود نمی شود، در اکثر موارد به افسردگی شدید ختم خواهد شد. وقتی اعتماد به نفس شما به دلیل وابسته بودن به عوامل بیرونی از بین برود بعد از جدایی یا حتی در رابطه، شما دچار افسردگی می شوید زیرا “عشق” یکی از مهمترین عواملی است که می تواند به عنوان یک عامل بیرونی در نظر گرفته شود. زمانی که این عامل بیرونی با مشکل مواجه شود و دیگر احساسات مثبت در رابطه شما وجود نداشته باشد به مرور زمان شما احساس تنهایی و کم اهمیت بودن را تجربه می کنید و باعث افسردگی بیش از حد شما خواهد شد، احساسی که شاید اکنون با آن رو برو شده باشید. وابستگی بیش از حد به طرف مقابل باعث از بین رفتن استقلال فردی شما می شود و در نتیجه باعث ارسال ارتعاش های منفی و برنامه ریزی ناخودآگاهِ شخص به شکل غلطی خواهد شد.

وقتی ما به ناخودآگاه عشقمان ارتعاش ارسال می کنیم باعث می شویم رفتار طرف مقابل با توجه به ارتعاش هایی که خودمان صادر می کنیم شکل بگیرد. مثلا وقتی می گوییم تو من را دوست نداری، تو برای من وقت نمی گذاری، تو دیگر به من اهمیت نمی دهی، تو با شخص دیگری در رابطه هستی و… در مرور زمان شما باعث می شوید در ناخود- اگاه طرف مقابل تصویری جدید شکل بگیرد “من اورا دوست ندارم، من برای او وقت ندارم و من لیاقت شخص بهتری را دارم”. این ارتعاش ها تاثیر خود را در مدت زمان نشان خواهد داد و ارتعاشی که شما ارسال کردید تبدیل به حس واقعی ایشان می شود. گاهی خود ما عامل اصلی بروز فاصله یا خیانت هستیم بی آنکه متوجه این موضوع شده باشیم.

می توان با داشتن باور مثبت، افکار مثبت به دست آورد و افکار مثبت باعث به وجود آمدن احساسات مثبت می شود و اگر احساسات مثبت باشد نیروی هم جهت، یعنی نیروی مثبت و اتفاقات مثبت را جذب می کنیم و همچنین می توان با داشتن باور منفی افکار منفی به دست آورد و افکار منفی باعث به وجود آمدن احساسات منفی می شود و اگر احساسات منفی باشد نیروی هم جهت، یعنی نیروی منفی و اتفاقات منفی را جذب می کنیم.

ارتعاش چیست؟

کتاب بازگشت به عشق حسین رجب پور
کتاب بازگشت به عشق حسین رجب پور

ارتعاشات در دو حالت وجود دارد: «ارتعاش مثبت» و «ارتعاش منفی» ارتعاش مثبت و ارسال آن یعنی اینکه ما باور مثبت، افکار مثبت و احساس مثبت داریم و آن ها را از خود ساطع می- کنیم مانند زمانی که با آرامش از خواب بیدار می شویم و در محیط کار بسیار خوب برخورد می کنیم و احساس خوبی داریم، وقتی کسی از ما سوال می کند ما به زیبایی و به شکل مثبت پاسخ می دهیم، اگر کسی به ما اعتراضی کند با آرامش با او صحبت می کنیم و از خود ارتعاش مثبت ارسال می کنیم. ارتعاش ها فقط محدود به کلمات نیستند بلکه ما با نگاه کردن، لباس پوشیدن، راه رفتن، نشَستن، زبان بدن و رفتار درونی (تجزیه و تحلیل رفتار دیگران) همیشه در حال ارسال ارتعاش هستیم.

ارتعاش های منفی زمانی ساطع می شوند که شما در ذهنتان باورهای منفی را پرورش دهید در نتیجه وجود شما پر از احساسات منفی شده و نیروهای منفی ارسال کرده و امواج یکسان (انرژی منفی) را دریافت می کنید. مثلاً زمانی که شما در ترافیک یا بر اثر اشتباهِ یک راننده بوق می زنید اگر احساس منفی داشته باشید و روی مودِ منفی بوق بزنید بوق شما طولانی تر و خشن تر خواهد بود ولی اگر احساس شما مثبت باشد شما بوقی می زنید که برداشت دیگران از این بوق اطلاع است نه اعلام جنگ. نحوه واکنش شما باعث شکل گیری واکنش راننده مقابل می شود، شما همان ارتعاشی را که ارسال می کنید ارتعاش هم جهت را نیز دریافت می کنید.

یکی دیگراز دلایلی که باعث سردی در روابط است ارتعاشات منفی ساطع شده از سمت شخص می باشد (خودِ ما). افکار منفی که در ذهن خود داریم باعث شکل گیری احساسات ما می شود. این احساسات اگر به زبان آوره نشود از طریق رفتار ما بیان می شود (همان ارسال ارتعاشات از طریق ناخودآگاه). تاثیر ناخودآگاه در رفتار و گفتار ما غیر قابل انکار است و دیگران هم به راحتی از خروجی احساسات ما تاثیر می گیرند. ما می توانیم به سادگی از طریق قانون جذب و ارتعاشات به ضمیر ناخود آگاه، باعث شویم شخصی که از ما متنفر است عاشق ما شود یا شخصی که ما را دوست دارد از ما متنفر شود. می توانیم با ارسال اتعاشات، ناخود آگاه کاری کنیم که عشقمان به ما خیانت کند، بله این اتفاق می تواند رخ دهد و خود ما عامل آن خواهیم بود.

وقتی شما به عشقتان می گویید تو برای من وقت نمی گذاری، تو دوستانت را به من ترجیح می دهی، تو من را دوست نداری، وقتی در کنار من هستی لذت نمی بری و… زمانی که ما این ارتعاش ها را ارسال می کنیم در ناخودآگاهِ عشقمان خود را فردی بی ارزش تاکید می کنیم. این باور را در ناخودآگاه او شکل می دهیم که ما را دوست ندارد، اگر ما را دوست داشت بیشتر وقت می گذاشت، با دوستانش کمتر بیرون می رفت و بیشتر با ما تماس می گرفت. ناخودآگاهِ عشق ما به این صورت برنامه ریزی می شود که با ما احساس خوبی ندارد برای همین ما متوجه شدیم و اعتراض می- کنیم. “به مرور زمان این باور در ذهنش کاشته می شود که باید رابطه ای که در آن لذتی نمی برد را قطع کند”

ارتعاش منفی و خیانت

بله شاید عشقتان خیانت کرده باشد شاید هم نه، شاید شما مقصر باشید شاید هم نه. می خواهیم با هم این موضوع را بررسی کنیم. وقتی ترس از خیانت دارید و گوشی طرف مقابل را چک می کنید، مدام سوال می کنید که کجا هستی، می گویید به من دروغ گفتی، تو با کسی در ارتباط هستی، تو من را دوست نداری و… در این شرایط باعث می شوید ارزش خود را تا حدی پایین بیاورید که در ناخودآگاهِ شخص، شما لایق خیانت باشید و این تصور را شکل دهید که نه- تنها دوست داشتنی نیستید بلکه غیر قابل تحمل هم هستید و دیگر ارزش خاصی ندارید. وقتی این ارتعاش را ارسال کردید ناخودآگاهِ شخص برنامه ریزی شده که این رابطه کم ارزش است چون اگر اینطورنبود، او رفتار من را اینگونه تحلیل نمی کرد پس من هم او را دوست ندارم و من لایق بهتر از او هستم، او خود نیز این موضوع را می داند پس چرا با او ادامه دهم. البته این را هم اضافه کنم که این رفتار از سمت ما زننده و غیر قابل تحمل است و باعث ایجاد احساس منفی می شود و سردی و دوری را پایه ریزی می کند.

ارتعاش مثبت و جلوگیری از خیانت

دو سناریوی قبل را تصور کنید: اگر شما بگویید عزیزم می دانم تو دوست داری با من بیشتر وقت بگذرانی اما دوستانت ممکن است از تو ناراحت شوند، عزیزم می دانم تو من را دوست داری و می خواهی این را با رفتارت به من نشان دهی من درک می کنم، عزیزم می دانم تو می خواهی هر لحظه از من باخبر باشی و بی خبری از من، تو را آزار می دهد و واقعا ممنونم از اینکه این موضوع برای تو مهم است اما سعی در محدود کردن و چک کردن من نداری تا من احساس ناخوشایند نداشته باشم. این ارتعاشات می تواند هم، کلامی باشد هم رفتاری و بصورت غیر مستقیم. با رفتار- های اینگونه و ارتعاشات مثبت به جای اینکه باور بی ارزش بودن را شکل دهیم خود را در ناخودآگاه عشقمان فردی مهم و تاثیرگذار تثبیت می کنیم.

باید به جای چک کردن و شکاک بودن، رفتار اینگونه باشد  تو به من متعهد هستی و من این ویژگی تو را بسیار دوست دارم، تو فردی با ارزش هستی در زمانه ای که خیلی از مردم این کار را (متعهد بودن) نمی کنند، تو معیارهای بالایی داری، می دانم اگر امکانش بود می خواستی همه مردم این را بدانند که تو عاشق من هستی و کسی را جایگزین من نخواهی کرد. در این نوع برخورد حتی اگر فرد قصد خیانت داشته باشد یا در حال خیانت باشد دچار پارادوکس شده و ناخودآگاه او متزلزل خواهد شد و باوری جدید به آن افزوده می شود که اگر من خیانت کنم فردی بد سرشت و ضعیف و بی لیاقت هستم. پس می توانیم جلوی خیانت را بگیریم و همچنین طرف مقابل را از این مسیر دور کنیم.

جمع بندی فصل اول

در این فصل با عوامل و نکات مهمی آشنا شدیم، نکاتی چون دلایل ایجاد فاصله و اشتباهات انجام شده در طول رابطه. خب تا اینجای کار قطعا شما پی بردید که باید این مواردِ گفته شده را تقویت کنید و نیاز های ناخودآگاه عشقتان را شناسایی کنید و سپس این نیاز ها را برطرف کنید.

اقدام اول

اگر رابطه شما به اتمام رسیده و در مرحله جدایی هستید در حال حاضر نباید هیچ اقدام مستقیمی انجام دهید و باید طبق ۶ مرحله از ترمیم رابطه عمل کنید. اگر شما هنوز در رابطه هستید ولی این رابطه سرد است و دیگر شباهتی به گذشته ندارد باید یک طرفه قطع ارتباط کنید تأکید می کنم قطع ارتباط نه کات کردن، این قطع ارتباط برای ایجاد خلاء و همچنین برای ازبین بردن احساسات منفی الزامی و حیاتی است. شما با انجام مرحله اول (قطع ارتباط) می توانید شرایط را برای جذب طرف مقابل خود فراهم کنید. در فصل دوم نکاتی که شما باید از آن دوری کنید و برخی اقداماتی که باید برای ارتباط غیر مستقیم انجام دهید را بررسی می کنیم و در ادامه در فصل های ۴ تا ۶ اصلی ترین بخش تکنیک های اِن اِل پی و جذب را آموزش خواهیم داد.

” زمانی شخصی عاشق ما می شود و به ما احترام می گذارد که ما خود را لایق احترام بدانیم و به ارزش خویش ایمان داشته باشیم در غیر این صورت دلیلی ندارد شخصی دیگر برای ما ارزش قائل شود “

برای خرید کتاب بازگشت به عشق حسین رجب پور اقدام کنید

برای آشنایی با مراحل و تکنیک ها همچنین پرسش سوالات خود میتوانید به تیم مشاوره سربرگ تازه از طریق تلگرام و واتس آپ پیام ارسال کنید، تیم روانشناسی سربرگ تازه از بهترین و با تجربه ترین روانشناسان ایرن تشکیل شده است، همچنین تمام روانشناسان سربرگ تازه زیر نظر آقای رجب پور دوره های ان ال پی و جذب را گذرانده اند و صلاحیت پاسخگویی سوالات شما را دارند.

۰۹۱۲۹۳۰۵۰۲۰

Telegram (برای ارتباط سریع تر با تلگرام روی لینک آبی رنگ کلیک کنید)

Whatsapp (برای ارتباط سریع تر با واتس آپ روی لینک آبی رنگ کلیک کنید)

کانال روانشناسی: sarbargetaze

 

مقالات مرتبط:

کتاب بازگشت به عشق

تکنیک های NLP عشق

قانون جذب عشق

تکنیک های حسین رجب پور

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
آیا سئوالی دارید ؟

09129305020

در تلگرام بپرسید